شمارهٔ ۲۱۹ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
ساقی بده آن باده که خون شد جگرم
باشد که بمی ز دست غم جان ببرم
گر خلق جهان بکشتنم برخیزند
می وا خورم وز هیچ کس وا نخورم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد که نوشیدنیای به او بدهد تا درد و رنجش را تسکین دهد و بتواند از غمهایش رهایی یابد. او به بیان احساس تنهایی و بیاعتنایی دیگران اشاره میکند و میگوید که حتی اگر همهٔ مردم به او آسیب بزنند، او فقط به نوشیدنیاش اهمیت میدهد و از کسی غیر از آن نمیخورد.