شمارهٔ ۲۸۶ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
دی صبحدم آن غیرت سرو چمنی
با من به سر کرشمه از کبر و منی
میگفت به خشم
کای مردم دیدهٔ تو سقّای رهم
باز آی که تا خاک رهم آب زنی
گفتم که به چشم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با حسرت و دلتنگی به زیبایی و شرف یک سرو (نماد زیبایی و جوانی) نگاه میکند. سرو به او میگوید که باید به خود بیاورد و با احترام به او نزدیک شود و از او خواهش میکند که به او آب بدهد. شاعر در پاسخ میگوید که با چشمانش او را میبیند و احساساتش را درک میکند. این گفتگو میان شاعر و سرو نشاندهنده نوعی عشق و احترام است.