خواجوی کرمانی
زاده ۶۸۹ – درگذشته ۷۵۳ هجری قمری، کرمان
زندگینامهٔ خواجوی کرمانی
کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزلیات، خمسهٔ نظامی گنجوی را نیز جواب داده است. او در سال ۷۵۳ هجری قمری در شهر شیراز دار فانی را وداع گفت و در بالای تنگ الله اکبر شیراز به خاک سپرده شد.
آثار خواجوی کرمانی
شعرهای خواجوی کرمانی
- بخش ۱۷۵ - جنگ کردن سام با عوج بن عنق — درآوردگه عوج را بدید
- بخش ۱۷۰ - نامه نوشتن شدید به نزد عوج و آمدن عوج — شدید بداندیش دل پر ز غم
- بخش ۱۷۶ - جنگ کردن سام با شدید و کشته شدن قهقهام — درین گفتگو بود سالار سام
- بخش ۱۷۱ - صفت مهمان کردن شدید، عوج را — نشستند و باده بیاراستند
- بخش ۱۷۴ - آمدن عوج به میدان و جنگ کردن با قلواد — سپیده بغرید عوج پلید
- بخش ۱۷۲ - نبرد سام با طلاج و کشته شدن طلاج — چو طلاج بشنید ازو گشت زرد
- بخش ۱۷۳ - آمدن پادشاه طنجه به یاری سام نریمان و چگونگی آن — به ناگاه برخاست گرد سیاه
- بخش ۱۶۹ - باز آمدن سام به نزد شدید و جنگ کردن — همی راند تا شب به ناگه رسید
- بخش ۱۸۲ - خبردار شدن عوج از کشته شدن خاتوره و چگونگی آن — خبر شد سوی عوج و شداد عاد
- بخش ۱۸۴ - جنگ کردن اهرن با سام و کشته شدن اهرن — یکی نعره زد اهرمن اهرمن
- بخش ۱۷۹ - آمدن خاتوره مادر عوج به یاری شداد — چو خورشید بنهاد بر سر کلاه
- بخش ۱۸۰ - کشته شدن شدید به دست سام و چگونگی آن — چو لشکر شنیدند ازو این سخن
- بخش ۱۷۸ - شبیخون زدن لشکر شداد بر سام — چو یک پاس بگذشت از تیره شب
- بخش ۱۸۳ - جنگ کردن عوج با سام مرتبه دوم — چو آن هر دو صف گشت آراسته
- بخش ۱۸۱ - کشته شدن خاتوره به دست سام — چو پوشید گردون پلاس سیاه
- بخش ۱۷۷ - رها شدن قلواد و چگونگی او به لشکر شداد — سفیده سفیداج زد در سپهر
- بخش ۱۹۰ - آمدن سام به شهر زنان — بپاسخ بدو گفت شاه زن است
- بخش ۱۹۲ - رفتن سام به پای کوه فنا و فرستادن شاپور را در پیش — چو یک بهره از تیره شب درگذشت
- بخش ۱۸۶ - گرفتار شدن شداد عاد به دست سام نریمان — چو بشنید این گفته شداد عاد
- بخش ۱۹۱ - مهمانی کردن حوران شاه، سام را — نشست از بر تخت فرخنده سام
- بخش ۱۸۸ - رفتن سام با قلواد به کوه فناه — خروس سحر دانهای نجوم
- بخش ۱۸۷ - به دار زدن شداد ناپاک و ناپدید شدن آن — یکی دار کردند بر پا بلند
- بخش ۱۸۹ - افتادن سام از شدت تشنگی به دشت — چو لعل از خور کان برآورد سر
- بخش ۱۸۵ - لشکر کشیدن شداد به میدان و جنگ خرطوس با سام — چو از چادر صبح بادبان