نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شماره ۱۱ خالد نقشبندی

خالد نقشبندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

جای جانان است اینجا مایه جانم کجاست؟

منزل سلطان خوبان است سلطانم کجاست؟

همچو مجنون کوه هامون می نوردم بهر او

سو بسو می جویمش اما نمیدانم کجاست؟

چون کواکب صف به صف فوج بتان در جلوه اند

شاه خوبانم کجا خورشید رخشانم کجاست؟

سخت سرگردانم اندر این شب تاریک هجر

روشنی بخشم کجاست شمع شبستانم کجاست؟

اشکبارم، بی قرارم، دردمندم، دل فکار

قره العینم کجا آرام و درمانم کجاست؟

بلبل فصل خزانم واله شیدای گل

ای دریغا نو گل گلزار رضوانم کجاست؟

قمری بیچاره ام طوق وفا در گردنم

هر طرف کوکو زنان سرو خرامانم کجاست؟

باز دل طرز سخن سنجی ز نو آغاز کرد

محفل آرا نکته پرداز سخندانم کجاست؟

خالدا خاطر ز خوبان جهان دارد ملال

دلربای نازنین و نار بستانم کجاست؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از دل‌تنگی و جستجوی عاشقانه شاعر صحبت می‌کند. او در جستجوی جانان و معشوق خود است و با توصیفاتی عاشقانه از احساسات و دردهای خود می‌گوید. شاعر مانند مجنون در جستجوی لیلی، گمگشته و سرگردان است و در دل شب تاریک هجر، به دنبال روشنی و آرامش می‌گردد. او با نگاهی به زیبایی‌ها و شکوه معشوق، از دوری و درد جدایی خود سخن می‌گوید و در نهایت حسرت خود را برای دیدار معشوقی که در عالم خیال باقی مانده، بیان می‌کند.