نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شماره ۱۶ خالد نقشبندی

خالد نقشبندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گرچه اسباب طرب پیش من امشب نه کم است

شادیم بی گل روی تو همه درد و غم است

داب ارباب محبت نبود آسایش

لذت عاشق دل سوخته اندر الم است

به امید سر خود پای منه در ره عشق

که در این مرحله سر باختن اول قدم است

گردن شیشه می گیر و سفالینه جام

اگرت آرزوی تاج کی و جام جم است

جان من دولت جاوبد به دنیا مفروش

گر کنی نیک نظر حاصل آن یک دو دم است

گر زنی نوبت شاهی به جهان تا مانی

اولت درد سر و آخر کارت ندم است

زخم ناخورده ز خالد طمع شر مدار

سینه‌اش گر به مثل لوح و زبانش قلم است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عاشقانه و درد و رنج ناشی از عشق اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که حتی با وجود تمام شادی‌ها و لذت‌های دنیوی، اگر محبوبش در کنار او نباشد، شادی‌اش بی‌معناست. او از سختی‌های عشق و اینکه آرامش در این راه وجود ندارد سخن می‌گوید. همچنین به دشواری‌های مسیر عشق و خطرات آن اشاره می‌کند، و بیان می‌کند که حتی اگر به دنیا و مقام‌های بزرگ برسد، ارزش آن را ندارد. در نهایت، او هشدار می‌دهد که فریب آرزوهای تو خالی نخورده و قربانی طمع نشود.