غزل شماره ۹ خالد نقشبندی
خالد نقشبندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای به قد سرو و به عارض همچو ب و د و ر (با و دال و را)
کرده زلفت آفتابی را نهان در ش و ب (شین و با)
مرده را لعلت حیات جاودانی میدهد
کی از این معجز زند دم م و س و ی و ح (میم و سین و یا و حا)
زخم دل را از تو می خواهم به تازی مرهمی
اعطنی من فیک لطفا ق و ب و ل و ه (قاف و با و لام و ها)
گر نقاب از روی برداری که خواهد فرق کرد
مه برآمد ز ابر یا بنمود یارم ر و خ (را و خا)
منکران را کشف گردد آیه یحیی العظام
کشتگان خویش را گر لب نهی بر ل و ب (لام و با)
ماه کنعان حبس زندان بود خالد ماه من
صد چو او دارد اسیر چاه ز و ن و خ (زا و نون و خا)
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و از تاثیرات عشق و زیباییاش بر روح و دل میگوید. شاعر با استعارههایی چون "قد سرو" و "عارض" به زیبایی معشوق پرداخته و بیان میکند که زلفهای او مانند آفتابی است که در سایهها پنهان شده است. همچنین، شاعر از معجزهای که عشق میتواند در زندگی بیافریند سخن میگوید و آرزوی درمان زخمهای دل را از او میطلبد. در نهایت، شاعر به قدرت زیبایی و حضور معشوق در دلهای عاشقان اشاره کرده و از تاثیرات روحافزای محبت و وصال سخن میگوید.