غزل شماره ۱۹ خالد نقشبندی
خالد نقشبندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای شده در دور لعلت تازه ایام مسیح
زنده گشته از دم جانپرورت نام مسیح
عالم و آدم گرفتار خط سبز تو شد
نه همین زنجیر موسی گشت یا دام مسیح
پای کی تارک گردن نهادی از شرف
گر نشد بر بندگیت ختم انجام مسیح
گر لب او را بدی خاصیت لعلت چرا
عالم سفلی سلیمانوش نشد رام مسیح
خالدا مردانه از دنیا برافشان آستین
کز تجرد گشت گردون جای آرام مسیح
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف ویژگیهای مسیح و تأثیر او بر عالم و انسانها میپردازد. او از زنده شدن جانها به واسطه محبت مسیح صحبت میکند و میگوید که همه موجودات در چنگال عشق و زیبایی او گرفتارند. شاعر بر این باور است که عظمت و مقام بالای مسیح باعث افتخار و شرف بندگی او شده است. او همچنین اشاره میکند که این عشق و زیبایی مسیح به سان زنجیر موسی و دامهای دیگر نیست و مسیح به گونهای خاص دنیا را تسخیر کرده است. در نهایت، شاعر از اهمیت فضیلت و مقام مسیح در زندگی بشر یاد میکند.