غزل شماره ۲۲ خالد نقشبندی
خالد نقشبندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به اکسیر وحیل هر خاک راهی زر نخواهد شد
همه بد اصل سنگی در بها گوهر نخواهد شد
سلیمانی نزیبد هر که را خاتم بوَد در کف،
هر آن کو آینه می سازد ، اسکندر نخواهد شد
همه کس خویش را عاشق تواند کرد چون بلبل
ولی پروانه وش جویای ترک سر نخواهد شد
همه گلگون سواری ، خسرو پرویز نتوان گفت،
همه زیبا رخی شیرین صفت دلبر نخواهد شد
به عالم هر که بینی خالدا بیچاره است ، امّا،
چون ابراهیم کس زیبنده افسر نخواهد شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان این نکته میپردازد که هر چیزی در زندگی به خودی خود ارزشمند نیست و برای به دست آوردن چیزهای ارزشمند، لیاقت و شایستگی لازم است. شاعر با آوردن مثالهای مختلف از شخصیتها و نمادهای فرهنگی، به این نتیجه میرسد که صرف داشتن ظاهری زیبا یا وضعیت اجتماعی مناسب، تضمینکننده موفقیت نخواهد بود. به عبارت دیگر، بدون تلاش و ویژگیهای درونی، هیچ کس به مقام و عظمت واقعی نخواهد رسید. هر یک از مثالها نشاندهنده این است که برای به دست آوردن ارزشها و زیباییهای حقیقی، صفات درونی و شایستگی لازم است.