نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شماره ۲۵ خالد نقشبندی

خالد نقشبندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

جان به استقبال جانان می‌رود

تشنه سوی آب حیوان می‌رود

بلبل شیدا شد آزاد از قفس

سوی گلگشت گلستان می‌رود

زین عجایب‌تر چه باشد در جهان

مهر را شب‌پره مهمان می‌رود

تا ز کف دامان یارم شد برون

خونم از مژگان به دامان می‌رود

در فراقش صبر کردن چون توان؟

جسم اگر باز ایستد جان می‌رود

کرد خالد دامن از لعلت یمن

سوی سامان بدخشان می‌رود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عمیق و اشتیاق شخصی نسبت به معشوق و زیبایی‌ها می‌پردازد. شاعر از حرکت جان به سمت معشوق و تلاش برای رسیدن به او صحبت می‌کند. او به سرزندگی و آزادی بلبل اشاره دارد که به سوی گل‌ها می‌رود و همچنین به حالتی که در آن دل عاشق به خاطر دوری از معشوق دچار درد و رنج می‌شود. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که در فراق معشوق صبر کردن سخت است و حتی اگر جسم آرام بماند، جان از درد دوری می‌رود.