نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شماره ۲۷ خالد نقشبندی

خالد نقشبندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

سوگند به خالی ز رخت گشته پدید

سوگند به خطی که به گردش بدمید

سوگند به آن قامت چون سرو چمن

کاندر هوسش عمر به پایان برسید

سوگند به آن فتنه که چشمش گویند

و آنگاه قسم به آن هلال شب عید

سوگند به آن لعل لب و مایه جان

هر کس که بدبدش لب حسرت بگزید

سوگند به آن طره پرتاب و شکن

سوگند به آن غره میمون و سعید

خالد ز غمت گشته چنان زار و نزار

این بیت نکو صادق حالش گردید

تصحیف برادر پدر همدم اوست

تا بر رخ تو برادر مادر دید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به میخانه‌اش سوگند می‌خورد و از زیبایی‌ها و جذابیت‌های معشوقش سخن می‌گوید. او به قامت زیبا و دلربایی معشوق اشاره می‌کند و از تأثیر زیبایی‌های او بر زندگی‌اش صحبت می‌کند. سوگندهای مختلف او نشان‌دهنده‌ی عشق عمیق و آرزوی شدیدش است. در نهایت، شاعر از غم و اندوه ناشی از دوری معشوقش ابراز نارضایتی می‌کند و به وضعیت اسفناک خود اشاره می‌کند. این شعر، تجلی احساسات عاشقانه و فراق است.