غزل شماره ۲۹ خالد نقشبندی
خالد نقشبندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ندارد هیچ کس یاری چو یار من همایون فر
خجسته طلعت و فرخ رخ و ماه و سعید اختر
صنوبر قامتی،آهو شکاری، کبک رفتاری
سمن بوئی، قمر روئی، ملک خویی، پری پیکر
جبین مری، پری چهر، ستمکاری، دل آزاری
شهی سرکش، بتی سر خوش، نگار آتش، مه انور
به طلعت خور، به سیما مه، به مو سنبل، به خط سبزه
دهان غنچه، لبان پسته، زبان طوطی، سخن شکر
خجل از گردن و روی و لب و موی و قد اویند
صراحی و گل و صهبای ناب و عنبر و عرعر
برفت از سحر چشم و عشوه ناز و نگار وی
خرد از سر، روان از تن، شکیب از دل دلم از بر
ز مژگان سیاه و غمزه او قتل خالد را
مرتب کرده پیکان و خدنگ و ناوک و خنجر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وصف یاری محبوب و بینظیر خود میپردازد. او ویژگیهای ظاهری و زیباییهای منحصر به فرد او را توصیف میکند و اشاره میکند که هیچکس نمیتواند با او مقایسه شود. زیباییهای او شامل چهره خوشفر، قامت دلربا، و ویژگیهای روحانی است. شاعر همچنین به تاثیر عاشقانه و احساسی که این یار بر او دارد، اشاره میکند و بیان میکند که وجود او باعث بهت و حیرت دل و جانش میشود. این توصیفات نشاندهنده عشق عمیق و ارادت شاعر به محبوبش است.