نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شماره ۳۲ خالد نقشبندی

خالد نقشبندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بازم افتاد به دل داغ نگاری که مپرس

لاله زاری است پر از لاله عذاری که مپرس

گشته جان صید بت تازه شکاری که مگوی

شده دل بسته فتراک سواری که مپرس

تا غبار فتن انگیخته در دور قمر

از خطش ره به دل آورده غباری که مپرس

تا برون شد به سفر می کشد از قطره اشک

خون دل دم به دم از از دیده قطاری که مپرس

گو دگر میکده را در نگشاید خمار

که مرا هست از آن دیده خماری که مپرس

موسم تیر کنم گریه بحال بلبل

دارم از هجرت گل ناله زاری که مپرس

تا شد از خنده گل صحن گلستان خالی

سر فرو برده به دل چنگل خاری که مپرس

در نظم گهر اشک جدایی خالد

به هم آورده به امید نثاری که مپرس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

به نظر می‌رسد در این شعر، شاعر از عشق و دلتنگی صحبت می‌کند. او از احساسات شدید و درد ناشی از جدایی و غم یاد می‌کند. تصویرهای زیبایی از عشق و زیبایی‌های طبیعت مانند لاله و گل در شعر وجود دارد، که نشان‌دهنده احساسات عمیق شاعر است. همچنین او به ناپایداری و شکنندگی این احساسات اشاره می‌کند و در نهایت از دل‌شکستگی و امید به وصال می‌گوید. در کل، شعر نشان‌دهنده‌ی غمی عمیق و زیبایی‌های عشق است که با کلمات هنرمندانه توصیف شده‌اند.