نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شماره ۳۹ خالد نقشبندی

خالد نقشبندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای که رویت را بود بر مهر تابان صد شرف

تیرباران خیال غمزه ات جان را هدف

نسبت ماه دو هفته با رخت از ابلهی است

نی همین نقصانش از رویت خسوف است و کلف

آب حیوان، مهر رخشان در رخت باشد عیان

مشک و عنبر، شهر و شکر، لعل و گوهر در صدف

دسته دسته بسته، رسته سبزه گرد سلسبیل

نقطه نقطه مشک تر بر صفحه مه بسته صف

روز و شب دست امیدم در خم زلفین توست

وه درین طول امل عمر عزیزم شد تلف

غبغبم در دست و لب بر لب نهادی روز وصل

زان تخیل گاه جانم بر لب است و گه به کف

خالدا امید شادی بگسل از دنیای دون

لشکر سلطان غم صف صف ستاده هر طرف

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و شاعر از عشق و آرزوهایش سخن می‌گوید. او به قدرت چشم‌های معشوق و تاثیر آن بر روح و جانش اشاره می‌کند و می‌گوید که تصور ماه در کنار معشوق، نشانه‌ای از نادانی است، چرا که با وجود آن زیبایی، نقصان‌هایی نیز وجود دارد. شاعر به خالصی و زیبایی‌های معشوق، مانند آب حیات و عطرهای گرانبها، اشاره می‌کند و به این نکته می‌پردازد که زندگی‌اش در انتظار وصال معشوق تلف می‌شود. همچنین، او از غم و درد ناشی از دوری و جدایی از معشوق سخن می‌گوید و به امید رهایی از این دنیای غم‌زا اشاره دارد.