غزل شماره ۵۰ خالد نقشبندی
خالد نقشبندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نشتر فولاد یا مژگان دلدار است این
نشات می یا نگاه چشم بیمار است این
ژاله بر گل یا خوی خجلت ز شرم روی دوست
یا عرق بر جبهه شوخ ستمکار است این
کلک مانی ریخت بر برگ سمن مشک ختن
یا خط نو سرزده از روی دلدار است این
شمس خاور بر سر سروسهی بگرفت جای
یا بلا یا خود همین بالا و رخسار است این
هست این یاقوت کان، یاقوت جان بیدلان
آب حیوان یا لب لعل شکر بار است این
قطره آب بقا یا رشحه چاه زنخ
سیب بستان ارم یا غبغب یار است این
کیست این کز نغمه جانکاه او دل می رود
خالد دلسوخته یا بلبل زار است این
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و با استفاده از تشبیهات مختلف، احساسات عمیق شاعر را به تصویر میکشد. اشاره به نشتر فولاد، ژاله بر گل، یاقوت و دیگر تصاویر زیبا در اشعار نشاندهندهی شگفتی و جذابیت معشوق است. شاعر از زیبایی ظاهری و باطنی معشوق، بهویژه در نگاه و رفتار، سخن میگوید و به نوعی از درد دل و حسرت دلش مینالد. در نهایت، شاعر با اشاره به تاثیرگذار بودن این نغمهها، به حالت عاشقانه و غمانگیز خود اشاره میکند.