غزل شماره ۵۵ خالد نقشبندی
خالد نقشبندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
عزیز اگر ز روی غمگساری
خیال دوستان در خاطر آری
ز هجران آب بحرین دو دیده
ابد بر بنده روم است جاری
به گاه گریه ام صد خنده آید
به اشک و آه ابر نوبهاری
میازار ار نمردم از فراقت
لعمر الله ما فیه اختیاری
دل از داغت چنان سوزد، نسوزد
به بزم خسروان عود قماری
من از مردن نترسم، لیک ترسم
گهی برتربتم تشریف ناری
ز هجر دوست چندین شکوه خالد
بعید است از طریق جانسپاری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره غم و فراق دوستان است. شاعر از درد جدایی و اشکهایی که به خاطر فقدان آنها میریزد، صحبت میکند. احساسات عمیق او نشاندهندهی عشق و دلتنگیاش برای دوستانش است. او به زجر و رنجی که از جدایی میکشد، اشاره میکند و همچنین از ترس خود از مرگ در حالی که به یاد محبوبانش است، سخن میگوید. شاعر در پایان، با بیان شکوه از درد جدایی، تأکید میکند که این درد او را به نهایت نمیرساند و زندگیاش به خاطر دوستش ارزشمند است.