نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شماره ۵۲ خالد نقشبندی

خالد نقشبندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

ای از گل رخسارت خون خورده گل مینو

با قد تو تا یک مو فرقی نبود یک مو

این شمع شب تار است یا پرتو رخسار است؟

این نافه تاتار است یا رایحه گیسو

برجیس مبدل شد با مهر جهان‌آرا

یا حور رخ جانان مقرون به خم ابرو

از غمزه خونریزت دل ریش بود، جان هم

چون نرگس فتانت کی دیده کسی جادو؟

یاقوت بود لعلت مرجان مرا یاقوت؟

در دایره ناسوت، نبود چو لبت دلجو

در بردن دل هاروت کی می‌شمرد ماروت؟

گیرد به نگه چشمت بر آهو دوصد آهو

گویند مگو با کس چندین سخن عشقش

کی گنج نهان گردد در دستگه هندو؟

گرچه سخن خالد خالی ز بلاغت نیست

لیکن نبود او را ذوق سخن خواجو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوقه‌ای است که به فرشتگان و زیبایی‌های بهشتی تشبیه شده است. شاعر از ویژگی‌های ظاهری او مانند چهره و موها می‌نویسد و در ادامه، به تاثیر عمیق چشمان او بر دل و جان اشاره می‌کند. همچنین، نشانه‌هایی از عشق و جذابیت‌های پنهان عشق را به تصویر می‌کشد و به مقایسه زیبایی معشوق با چیزهای ارزشمند می‌پردازد. در نهایت، شاعر به لحاظ بلاغت و توانایی سخن گفتن اشاره می‌کند که علی‌رغم زیبایی کلامش، هنوز از ذوق و لذت کلام دیگری مانند خواجو کم دارد.