شمارهٔ ۱۰۰ - استقبال از عارفی هروی خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
از آتش دل هر کس در سینه غمی دارد
چون نی که به سوز خود گرم است و دمی دارد
گو تیغ مکش هر دم بر غیر که از غیرت
پیوسته دل ریشم بر جان المی دارد
از تیره شب بختم غافل منشین امروز
کز سنبل تر خطّت بر مه رقمی دارد
سر در قدمش افکن ای دل که در این گلشن
چون سرو سرافراز است هر کاو قدمی دارد
از زهد ملاف ای دل کاندر صفت رندی
خوش نیست خیالی را با هرچه غمی دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این متن به بیان غم و دردی از دل انسانها میپردازد. او با تشبیه به نی که به خاطر سوز خود گرم است، میگوید هر کس که غمی در دل دارد، در واقع به حیات خود ادامه میدهد. همچنین اشاره میکند که نباید به دیگران آسیب زد، زیرا خود دلش پر از درد و رنج است. شاعر همچنین به تقدیر و سرنوشت اشاره میکند و توصیه میکند که نباید از حال امروز غافل بود، چرا که زیباییها و فرصتها در اطراف ما وجود دارند. در نهایت، او به دل خود میگوید که باید در مقابل زیباییهای زندگی سر خم کند و به نکات منفی و زهد بیهوده اهمیت ندهد.