نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۷ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن دم ایاز خاص به مقصود می‌رسد

کز بندگی به خدمت محمود می‌رسد

ناموس چون محاب ده کوی وحدت است

زاین عقبه هرکه می‌گذرد زود می‌رسد

دریاب خویش را اگرت عزم کوی اوست

کآنجا کسی که بگذرد از سود می‌رسد

هر سالکی که پا ز سر صدق می‌نهد

اوّل قدم به منزل مقصود می‌رسد

تو پیش آه گرم رو ای پیک تیزرو

کو نیز در قفای تو چون دود می‌رسد

گر شام غم رسید خیالی صبور باش

کز غیب آنچه روزی ما بود می‌رسد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره رسیدن به هدف و مقصد واقعی است. شاعر به ایاز (خدمتکار معروف) اشاره می‌کند که از بندگی به خدمت محمود (پادشاه) می‌رسد. او می‌گوید که اگر کسی از مسیر صحیح و با صداقت قدم بردارد، به آسانی به مقصد مورد نظرش می‌رسد. در اینجا، "محاب" و "کوی وحدت" نماد‌هایی از عشق و حقیقت هستند. همچنین، شاعر به صبوری در زمان‌های سخت اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که آنچه که مقدر شده است، در نهایت به سمت ما خواهد آمد.