نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۸ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آنها که ز آیینهٔ دل زنگ زدودند

خود را به تو هر نوع که بودند نمودند

اهل نظر از آینهٔ وحدت از آن پیش

حیران تو بودند که موجود نبودند

تا چشم دل از غیر تماشای تو عشّاق

بستند، نقاب از رخِ مقصود گشودند

شک نیست که سودازدگان تا به ارادت

سودند سری بر قدمت در سر سودند

تا دل بربایند نمودند رخ خوب

خوبان به طریقی که نمودند ربودند

راهی به عدم جوی خیالی ز دهانش

بر رغم کسانی که گرفتار وجودند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وصف حال افرادی می‌پردازد که با خودسازی و تصفیه دل، از زنگارها و کدورت‌ها رها شده‌اند و در مقابل تو، معشوق یا حقیقت مطلق، خود را نشان می‌دهند. اهل نظر و دانایان در حیرت از وجود تو بودند چرا که آنان نمی‌توانستند موجودی برتر را درک کنند. عاشقان، با بستن چشم دلشان به غیر از تو، پرده‌هایی از چهره زیبای معشوق کنار می‌زنند. شاعر تأکید می‌کند که درست است که عاشق‌ها در پی ارادت به تو هستند و به این خاطر به تو می‌رسند. همچنین، خوبان نیز به شیوه‌ای خاص، دل‌ها را ربوده‌اند. در نهایت، او به وجود افرادی می‌پردازد که در جستجوی عدم و خیالی هستند، بر خلاف کسانی که درگیر و گرفتار وجود هستند.