نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۱ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از مخزن دل دیده هر آن دُر که بر آورد

چون مردمیی داشت روان در نظر آورد

المنّة لله که صبا گرچه دلم برد

بر بوی توام آمد و از جان خبر آورد

کس نیست که آرد ز توام شربت دردی

جز غصّه که خون دل و داغ جگر آورد

نابرده هنوز از دل من بار فراقت

بار دگر آمد غم و بار دگر آورد

بر بوی تو هرجا که شدم رایحهٔ مشگ

پی برد من شیفته را درد سر آورد

از حال پریشان خیالی خبری برد

ز آن طرّه پیامی که نسیم سحر آورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و دلتنگی شاعر است. او می‌نویسد که به یاد صورت محبوب، احساساتی از عمق دلش برمی‌خیزد و از بوی محبوبش، دلتنگی و غم در دلش متاثر می‌شود. شاعر از نیروی عشق، درد و رنجی که به خاطر جدایی احساس می‌کند، سخن می‌گوید و این احساسات را به طبیعت و نسیم صبح ارتباط می‌دهد. در نهایت، به شوق و عشق خود به محبوب اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که هر بار که با یاد او مواجه می‌شود، دوباره غم و دلتنگی به سراغش می‌آید.