شمارهٔ ۱۰۷ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
اوّل استادی که عشق و حسن را تقسیم کرد
عاشقان را صبر و خوبان را جفا تعلیم کرد
طوبی قدّ تو را از راست بینان هر که دید
در سرافرازی بر او قدّ تو را تقدیم کرد
جز مه رویت منجم هیچ مقصودی نداشت
ز این همه نقش دل افروزی که بر تقویم کرد
آخرالامر از ره عزّت به جایی میرسد
هرکه خواری را ز راه مردمی تعظیم کرد
گوهر جان در تن خاکی خیالی را ز دوست
چون امانت بود آخر هم بدو تسلیم کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عشق و زیبایی میپردازد و در آن به تقسیم عشق و حسن اشاره شده است. شاعر بیان میکند که عاشقان باید صبر داشته باشند و خوبان باید با جفا مواجه شوند. او به زیبایی قد محبوبش اشاره میکند و میگوید که هر کس او را ببیند، به احترامش قد بلند او را تقدیم میکند. شاعر همچنین به نقش مهروی محبوب اشاره میکند و بیان میکند که هیچ هدفی جز زیبایی او ندارد. در نهایت، به موضوع عزت و احترام و نیز تسلیم جان به عشق اشاره میکند و میگوید که جان همچون امانتی در بدن خاکی است که در نهایت به معشوق باز میگردد.