نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۰ - استقبال از کمال خجندی خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای لبت کام دل بی‌سروسامانی چند

کاکلت حلقهٔ سودای پریشانی چند

کوکب سعدی و منظور سبک روحانی

قدر وصل تو چه دانند گران جانی چند

لذّت شربت دیدار نکو می داند

هرکه گشته ست اسیر غم هجرانی چند

مردمی می کند آن غمزه و در عین بلاست

کافر چشم تو برقصد مسلمانی چند

تا خیالی به خیال تو سخن‌پرداز است

می‌برد شعر تَرش آب سخندانی چند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زیبایی و جذابیت محبوبش صحبت می‌کند و غم و درد جدایی را نیز بیان می‌کند. او لب و موهای محبوبش را تأکید می‌کند و به زیبایی‌های او اشاره دارد. شاعر می‌گوید که تنها کسانی که طعم درد جدایی را چشیده‌اند، لذت دیدار را درک می‌کنند و در نهایت، عشق و دلتنگی را در کلمات و اشعارش می‌ریزد. این متن به نوعی تأملی بر عشق و زیبایی و اثرات آن بر روح و جان انسان است.