شمارهٔ ۱۱۴ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
باز آواز نی و فریاد درد انگیز عود
بی دلان را در حریم کعبهٔ جان ره نمود
تا مقرّر شد که داغ عشق و سوز هجر چیست
در میان چنگ و نی بسیار شد گفت و شنود
بود داغ عشق بر جان و نبود از جان اثر
در ازل این بود ما را حاصل از بود و نبود
گر مرادت دولت باقی ست فانی شو ز خویش
کاین حکایت بی عدم بودن نمی گیرد وجود
قبلهٔ رخسار تو چون پرده از رو بر گرفت
دید ابروی تو را محراب و آمد در سجود
زلف تو سر حلقهٔ بازار سودا شد ولی
جز زیان مسکین خیالی را از این سودا چه سود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تبیین احوال عشق و داغهای ناشی از آن میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر موسیقایی چون نی و عود، فضای عاطفی و دردآلودی را توصیف میکند. او به عمق عشق و هجر اشاره میکند و به این نتیجه میرسد که عشق واقعی موجب تغییراتی در وجود انسان میشود، اما در عین حال، داغ عشق اثر ماندگاری در وجود ندارد. در این راستا، شاعر به مقام و زیبایی محبوب اشاره میکند و به وضوح میگوید که ارتباط با زیباییهای ظاهری بدون درک عمیق، تنها به نقصان و زیان منجر میشود. در نهایت، شاعر از خواننده میخواهد که برای دستیابی به مقامهای بلند، از خودگذشتگی کند و در این مسیر به جنبههای معنوی و باطنی عشق توجه نماید.