شمارهٔ ۱۱۷ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
باز این دل خود کام به فرمان کسی شد
شهباز جهانگرد اسیر قفسی شد
از سر هوس روی نکو کم شده بودم
ناگاه رخت دیدم و باز هوسی شد
با ناله خوشم چون نی از این وجه که باری
دیر است منِ سوخته را هم نفسی شد
آرامگه خال سیه شد لب لعلت
آری شکری بود به کام مگسی شد
گویند کز این پیش سگی بود خیالی
سگ بود ولی در قدم یار کسی شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر احساسات خود را درباره عشق و دلفریبی بیان میکند. او بیان میکند که دلش بار دیگر تحت تأثیر کسی قرار گرفته و خود را اسیر میبیند. او از هوس و آرزوهایش سخن میگويد و از دیدن محبوبش شگفتزده میشود. شاعر با نالهای مشابه نی از سوختن در عشق یاد میکند و اشاره میکند که آرامش و زیبایی محبوبش، او را به عشق بیشتر میکشاند. در نهایت، به این نکته اشاره میکند که عشق او به محبوبش، حتی در دنیای قبل از این عشق، بهطور غیرمستقیم وجود داشته است.