شمارهٔ ۱۱۸ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
باز بالا بنمودی و بلا خواهد شد
چشم بگشادی و مفتاح جفا خواهد شد
هیچ کس نیست کز آن طرّه گشاید شکنی
این گشاد از قدم باد صبا خواهد شد
حالیا شیفته حالیم به سودای خطت
بعد از این حال که داند که چه ها خواهد شد
آب چشمی که محبّان همه این خاک شدند
ز آن که تا چشم زنی نوبت ما خواهد شد
دوش می گفت خیالی که کجا شد دل من
دهنت گفت همین جاست کجا خواهد شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار بیانگر احساسی عمیق از عشق و انتظار است. شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و از تاثیرات عشق بر خود صحبت میکند. او با اشاره به اینکه هیچکس نمیتواند بر زیبایی معشوق غلبه کند، از حال و روز خود در برابر عشق میگوید و به تردید و انتظار خود برای ملاقات با معشوق اشاره میکند. در نهایت، اشعار حسرتبار و عاشقانهای را به تصویر میکشند که در آن، عشق بر همه چیز غالب است و این احساسات در دل شاعر همچنان زنده است.