نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۹ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا گلشن از طراوت روی تو یاد داد

سرو از هوای قامت تو سر به باد داد

دلتنگ بود غنچه به صد رو چو من ولی

پایش صبا گرفت و خدایش گشاد داد

با گل نداد حسن رخت نقشبند صنع

پیرایه یی ست حسن که با هر که داد داد

اسباب نامرادیِ جاوید بود و غم

عشق تو تحفه یی که بدین نامراد داد

با اهل درد عشق تو تقسیم شوق کرد

چیزی زِ یادِ تو به خیالی زیاد داد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و تأثیرگذاری عشق و محبوب است. شاعر به طراوت و زیبایی گل‌ها و سروها اشاره می‌کند که تحت تأثیر زیبایی محبوب قرار گرفته‌اند. او دلتنگی غنچه‌ای را توصیف می‌کند که با وزش نسیم به عشق و یاد محبوب امیدوار شده است. همچنین بیان می‌کند که زیبایی محبوب نه تنها به آنچه می‌دهد، بلکه به تأثیری که بر دل و جان دیگران می‌گذارد، اشاره دارد. در نهایت، شاعر از غم و نامرادی عشق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که عشق محبوب هدیه‌ای است که در دل‌های اهل درد تقسیم می‌شود.