شمارهٔ ۱۵۰ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تا نخست از طرف عشق تو فرمان نرسید
شرح حال دل موری به سلیمان نرسید
تا نشد راهبر تشنه لبان رحمت تو
قدم خضر به سرچشمهٔ حیوان نرسید
ما و اندیشهٔ دردت که مریض غم عشق
بی طلبکاری درد تو به درمان نرسید
آه کاندر طلب وصل توام عمر عزیز
برسید آخر و این راه به پایان نرسید
عشق روزی که بلاهای تو قسمت می کرد
به خیالی به جز از محنت هجران نرسید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به مفهوم عشق و نرسیدن به معشوق اشاره دارد. شاعر میگوید که هیچگونه خبری از عشق و محبت معشوق به او نرسیده و او همچنان در انتظار است. او به سختیهای عشق و غم جدایی اشاره میکند و نرسیدن به آرامش و وصال معشوق را حس میکند. در واقع، او در تلاش است تا عشق را در میان دردها و مشکلات بیابد، اما این تلاشها نتیجهای نداشته و همچنان در جستجوی معشوق است.