شمارهٔ ۱۵ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هر خبر کز سرکشی گوید صبا
سرو قدّت می رباید از هوا
سرو تا شد بندهٔ نخل قدت
می برآید گرد باغ آزاد پا
زد بنفشه با خطِ سبز تو لاف
زان زبانش را کشیدند از قفا
دی به دشنامی سگِ کوی توام
در چه کاری گفت گفتم در دعا
بر درِ دل دوش در می زد یکی
کیست پرسیدم غمت گفت آشنا
سایل اشک خیالی را ز روی
چند رانی نیست آخر روی ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به زیبایی از عشق و دلتنگی صحبت میکند. شاعر به توصیف زیبایی محبوبش میپردازد و به تأثیر مثبتی که او بر زندگیاش دارد، اشاره میکند. او از احساسات عمیق خود و محبتش به معشوق سخن میگوید و به تصویر سازیهایی مانند سرو و نخل اشاره میکند که نمادهای زیبایی و عشق هستند. همچنین، شاعر از درد دل و یأس خود در غیبت محبوب یاد میکند و به حسرت و longing اشاره دارد. در نهایت، شاعر به حضور یک دوست نزدیک اشاره میکند که در دلش فراق عشق را حس میکند.