نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خطت چون از سواد شب رقم زد صفحهٔ مه را

بر او دیدم به مشکِ تر نوشته بارک الله را

چو ببریدی سر زلفینِ را امّید می‌دارم

که نزدیک است هنگام سحر شب‌های کوته را

مپرس از اهل صورت ماجرای عاشقی ای دل

کز این معنی وقوفی نیست جز دل‌های آگه را

اگرچه خویش را نرگس زاهل دید می‌دارد

چو نیکو بنگری او هم به کوری می‌رود ره را

خیالی دوش از آن معنی ز تسبیح تو دم می‌زد

که تعلیم سخن می‌کرد مرغانِ سحرگه را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد. در آن، شاعر از نوشتن خطی زیبا در آسمان شب سخن می‌گوید که با رنگ مشکی نوشته شده، و از حیات و زیبایی‌های زندگی در سحرگاه‌های کوته سخن می‌گوید. شاعر به دل خود توصیه می‌کند که از ماجرای عاشقی نپرسد، زیرا تنها دل‌های بیدار از این موضوع آگاهند. همچنین او از زیبایی چشمان نرگس‌گون یاد می‌کند و تصریح می‌کند که عشق و زیبایی به روشی خاص خود، می‌تواند نادیدنی باشد. در نهایت، یادآوری می‌کند که اشعار عاشقانه و الهام‌بخش، همواره در دل‌ها و در سحرگاه‌ها اثرگذارند.