نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۴ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چشمت آزار ما چه می‌خواهد

از دل مبتلا چه می‌خواهد

من چو وصل تو خواستم به دعا

شیخ شهر از دعا چه می‌خواهد

بوسه‌ای زکات حُسن مرا

بده از تو گدا چه می‌خواهد

چون غمت هرچه خواست کرد به جان

دگر از جان ما چه می‌خواهد

یار خواهد همیشه خاطر من

خاطر یار تا چه می‌خواهد

ای خیالی مخواه چاره ز غیر

صبر کن تا خدا چه می‌خواهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تجلی احساسات عاشقانه و درد و رنج ناشی از دوری معشوق می‌پردازد. شاعر از معشوق می‌پرسد که چه نیازی به آزار او دارد و از دل بیمار خود شکایت می‌کند. او به دعا کردن برای وصال معشوق اشاره می‌کند و خواسته‌های خود را در قالب سوال مطرح می‌کند. به طور کلی، شعر به تردیدها و ناامیدی‌های عاشقانه می‌پردازد و در انتها به صبر و توکل به خدا اشاره دارد.