نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۷ - استقبال از حافظ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو زلف بی قرارش قصد جان کرد

قرار دل رهین هندوان کرد

بشد نقد دلم صرف و ندیدم

ز سودای تو سودی جز زیان کرد

گر اشکم هرزه رو شد بد مگویش

که هرکس را خدا نوعی روان کرد

سبک بگشا به روی غم درِ دل

که بر مهمان نشاید رو گران کرد

لبت را دید گویا چشمهٔ خضر

که در عین خجالت رو نهان کرد

چه کرد آتش به نی خود روشن است این

عفاالله با خیالی غم همان کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات و حالت‌های عاشقانه می‌پردازد. شاعر از زلف معشوق می‌گوید که باعث بی‌قراری و دلتنگی‌اش شده و دلش را درگیری و بی‌قرار کرده است. او از درد و زیان عشق سخن می‌گوید و به اشک‌هایش اشاره می‌کند که هرز می‌ریزد. در ادامه، شاعر از زیبایی لب معشوق و تأثیر آن بر دلش می‌گوید و همچنین به آتش درونش اشاره می‌کند که از عشق به وجود آمده است. در نهایت، شاعر حسرت و غم را با خیالی از عشق توصیف می‌کند.