شمارهٔ ۱۶۰ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
چون نه شادیّ و نه محنت به کسی میماند
به غمش همنفسم تا نفسی میماند
هوس خاتم دولت مکن ای دل کآن نیز
میرود زود ز دست و هوسی میماند
با وجود لبش از قند حلاوت مطلب
چه بود لذت آن کز مگسی میماند
دل من شیفتهٔ سلسله مویی عجب است
که نه کس با وی و نه او به کسی میماند
خوش از آن است خیالی به جهان بعد حیات
کاین متاعی ست که با دوست بسی میماند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع ناپایداری زندگی و لذتها اشاره دارد. شاعر بیان میکند که خوشی و غم هیچکدام دائمی نیستند و تنها تا زمانی که زندگی هست، وجود دارند. او به دل خود توصیه میکند که به آرزوهای فانی توجه نکند، چرا که همه چیز به سرعت از دست میرود. همچنین اشاره میکند که حتی لذتهای شیرین، مانند لبان قندگون، نیز گذرا هستند و به طور کلی، چیزی که واقعاً ارزشمند است، خاطرات و آرزوهای خوب از زندگی است که میتواند در جهان پس از مرگ با ما بماند.