نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۲ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خدا بتان جفا کیش را وفا بخشد

ندامت از ستم و توبه از جفا بخشد

تو را ز حُسن و ملاحت هر آنچه باید هست

ولی طریقهٔ مهر و وفا خدا بخشد

کرامتی به از این نیست زاهدا که کریم

مرا نیاز و تو را توبه از ریا بخشد

ز جور و کین تو باشد که ای رقیب مرا

خدای صبر دهد یا تو را حیا بخشد

امید و بیم خیالی از این دو بیرون نیست

که عشق او کُشدش از فراق یا بخشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعاتی چون وفاداری، توبه و عشق اشاره دارد. شاعر می‌گوید خداوند به کسانی که دچار جفا و ستم شده‌اند، فرصت توبه و اصلاح می‌دهد. هرچند که زیبایی و ملاحت در وجود انسان‌ها هست، اما تنها خداوند است که مهر و وفا را در دل می‌نهد. همچنین شاعر به زاهدان اشاره می‌کند که باید بدانند بهترین کرامت در نیاز به خدا و توبه از ریا است. او تأکید می‌کند که در برابر دشمنی‌ها و ستم‌ها، یا صبر خداوند را می‌طلبد یا از رقیب حیا می‌خواهد. در نهایت، او بیان می‌کند که امید و بیم از عشق الهی همیشه وجود دارد و این عشق می‌تواند انسان را از فراق نجات دهد یا دوباره به آن برساند.