نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۵ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کسی که نسبت قدّت به سرو ناز کند

چگونه باز به روی تو دیده باز کند

چه جای سرو که شمشاد باغ جنّت را

نمی رسد که به قدّ تو پا دراز کند

مپوش دیده ز رویم که بخت برگردد

ز هر که بر رخ درویش در فراز کند

تویی که چشم تو را نیست رسم مردمی یی

به غیر از این که به اهل نیاز ناز کند

گمان مبر که به کامی رسد ز نوش لبت

دلی که از الم نیش احتراز کند

امید هست که در باغ جان خیالی را

هوای سرو بلند تو سرفراز کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذبه معشوق خود اشاره می‌کند و با استفاده از تشبیهات، قد و قامت او را به سرو و شمشاد تشبیه می‌کند. او به معشوق می‌گوید که حتی سرو هم نمی‌تواند به قامت او برسد و این زیبایی خاصی دارد. شاعر همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که چشم‌های معشوق به جز بر دیگران، فقط بر روی نیازمندان ناز دارد و امید دارد که در باغ جان، خیال یارش باعث فخر و سربلندی‌اش شود. در کل، این شعر عشق و زیبایی را با زبانی عاطفی و تصویری بیان می‌کند.