نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

با رخت صورت چین چند کند دعوی را

پیش رویت چه محل دعوی بی معنی را

گر به چین نسخهٔ تصویر ز روی تو برند

تا چه ها روی دهد در فن خود، مانی را

باد آوازهٔ سروِ قدِ تو سوی بهشت

می برد تا که بدین برشکند طوبی را

گر نداری خبر از سیل سرشکم چه عجب

بر تو هیچ است اگر آب برد دنیی را

مدّعی فهم خیالات خیالی نکند

خر چه داند صفتِ معجزهٔ عیسی را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی معانی عمیق و تأملات شاعرانه می‌پردازد. شاعر در ابتدا با زیبایی صورت معشوق و بی‌معنایی دعوی‌ها اشاره می‌کند. او می‌گوید اگر تصویری از صورت معشوق به چین ببرند، چه تحولی در فنون خود خواهد داشت. آوازه زیبایی معشوق به بهشت می‌رود و در نهایت به این نکته می‌رسد که اگر کسی از درد و احساسات عمیق آن معشوق بی‌خبر باشد، هیچ اهمیتی ندارد. شاعر همچنین بیان می‌کند که مدعیان نمی‌توانند عمق معجزات و زیبائی‌ها را درک کنند. به طور کلی، شعر در توصیف زیبایی و درک نشدنی معشوق و تأمل در احوالات انسانی است.