شمارهٔ ۲۰۰ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
غم نیست اگر زلفت با فتنه سری دارد
چون نرگس دلجویت با ما نظری دارد
از حالِ دل ریشم تیر تو خبردار است
ز آن روی که او گه گه زاین ره گذری دارد
گویند شکر ذوقی دارد به مذاق امّا
نوش لب شیرینت ذوق دگری دارد
ای مه شب عیشم را بر هم مزن و پرهیز
از آه سحر خیزان کآخر اثری دارد
با ملک جهان میلی ز آن نیست خیالی را
کز عالم درویشی اندک خبری دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر در مورد زیبایی و جذابیت های معشوق صحبت میکند. او به دلایل محبت و اشتیاقش اشاره میکند و میگوید که حتی اگر ظواهر بیرونی معشوق پیچیده باشد، دلنوشتهای از او دارد. شاعر احساس میکند که عشقش از تیر عشق معشوق آگاهم است و قلقهای او را درک میکند. همچنین به لذت عشق و چشیدن طعم شیرینی از لب معشوق اشاره کرده و از او میخواهد که شب شادی را بر هم نزند، زیرا آلودگیهای عشق ممکن است آثار ناگواری داشته باشد. در نهایت، شاعر به عالمی اشاره میکند که در آن، زندگی ساده درویشانهای وجود دارد و فقط گاهی خبرهایی از این دنیا به گوش میرسد.