نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۱ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

کس نیست که کار ما برآرد

کار همه را خدا برآرد

خاک رهش ای سرشگ گِل ساز

تا یار در جفا برآرد

ز آن پیش که آه سرد و اشکم

باران شود و هوا برآرد

باشد که هوای کوی جانان

از کوی هوس مرا برآرد

گر سر بنهد ز غم خیالی

شوق تو سر از کجا برآرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تأکید بر این نکته می‌پردازد که تنها خداوند قادر است مشکلات و نیازهای انسان‌ها را برآورده کند. شاعر از عشق و longing به یار و همچنین از غم و اشک سخن می‌گوید. او در نهایت امیدوار است که عشق و شوق به معشوق، او را از دغدغه‌های دنیوی و خیالات رهایی بخشد.