شمارهٔ ۲۰۶ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
کسی چون گل دهن پرخنده دارد
که خود را زاین چمن برکنده دارد
هوای بندگی در حضرت دوست
که دارد گفت گفتم بنده دارد
گهی سوزد دلش بر آتش من
که همچون شمع شب را زنده دارد
عجب هندوی بی رحمی ست زلفت
که سرها زیر پا افکنده دارد
خیالی گر برفت از دست غم نیست
تو را بر ما خدا پاینده دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به توصیف کسی میپردازد که همچون گلی خندان است و خود را از چمن جدا کرده است. او در بندگی خداوند قرار دارد و دلش گاهی به خاطر عشق میسوزد، همانند شمعی که شب را روشن میکند. شاعر به زلف معشوقهاش اشاره میکند که همچون هندویی بیرحم، سرها را زیر پا میافکند. اما حتی اگر خیالی از دست برود، هیچ غمی نیست، زیرا خداوند تو را برای ما حفظ کرده است.