شمارهٔ ۲۰۷ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
کسی کاو به جانان وصالی ندارد
ز جان بهره الاّ ملالی ندارد
غنیمت شمر وصل خورشید رویی
که خورشید حسنش زوالی ندارد
پریچهره یی را که نبود وفایی
اگر خود فرشته ست حالی ندارد
عجب چون نمانم ... گُل
که دید آن رخ و انفعالی ندارد
به جز فکر تصویر موی میانش
خیالی به خاطر خیالی ندارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر بیان میشود که کسی که به معشوق خود وصالی ندارد، از زندگی خود تنها ملالی را احساس میکند. شاعر به زیبایی و بینظیری معشوق اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که دیدن روی او ارزشی بسیار دارد. او همچنین از نداشتن وفای معشوق انتقاد میکند و میگوید که حتی اگر معشوق فرشته باشد، باز هم احساس خوشبختی نمیکند. شاعر در نهایت اشاره میکند که جز فکر کردن به موهای معشوق، هیچ خیالی در ذهنش وجود ندارد و در حقیقت به شدت تحت تأثیر زیبایی او قرار دارد.