شمارهٔ ۲۱۸ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر ز بالای تو هر ساعت بلا باید کشید
به ز ناز سرو کز باد هوا باید کشید
با وجود قامتت سوسن ز رعنائی و لطف
گر کند دعوی زبانش از قفا باید کشید
ما اگر مشگ ختا گفتیم زلفت را به سهو
تو کریمی عفو بر فکر خطا باید کشید
گر بپرسند از پریشان حالی ما روز حشر
سر چو زلفت از خجالت زیر پا باید کشید
تا خیال قدّ و رخسارش خیالی در دل است
منّت شمشاد و ناز گل چرا باید کشید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از دشواریها و بلاهایی که به خاطر زیبایی و وجود محبوبش باید تحمل کند سخن میگوید. او اشاره میکند که اگر زیبایی محبوبش باعث مشکلاتی شود، بهتر است این مشکلات را با محبت و شکیبایی پذیرفت. وجود زیبای محبوب، مانند سوسن، باعث حسرت و شادی میشود، و حتی در برابر عذرخواهیها و اشتباهات، محبت او را شایسته میداند. در نهایت، شاعر به زیبایی محبوبش و تاثیر آن در دل و روحش اشاره میکند و میگوید که تحمل این زیبایی و پیامدهای آن لازم است.