نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

آیت حسن را که نام وفاست

تو ندانسته‌ای خدا داناست

سرو پیش قدت نمی یارد

که دگر در چمن برآید راست

تا کجا شد به دلبری دهنت

کز نظر دور شد که ناپیداست

گرچه خاکِ در تو را بی وجه

آب زد دیده عذر آن بر ماست

تا خیالی گُزید سرو قدت

در همه کار دست او بالاست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و عظمت آیت حسن، که به معنای وفاست، اشاره می‌کند و می‌گوید که خداوند او را می‌شناسد. او به قد بلند و دلربایی معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی سرو نیز در مقابل قامت او ناتوان است. شاعر از دوری محبوب و اثر آن بر دلش سخن می‌گوید و می‌افزاید که حتی خاک پای او هم بی‌دلیل نیست، زیرا عشق و زیبایی او دل را شاد و آب چشم را بهانه می‌سازد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که هر جا که خیال معشوق بیفتد، دست قدرت او در امور عالم تسلط دارد.