نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۸ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هردم از غیبم به گوش دل ندایی می‌رسد

کز پیِ هر درد تشریف دوایی می‌رسد

پر منال ای دل چو نی از بی‌نوایی هر نفس

چون به قدر حال هرکس را نوایی می‌رسد

هرکس از دیوان قسمت چون نصیبی می‌برند

بی‌دلان را ز آن قد و بالا بلایی می‌رسد

هرکه در راه طلب از خویشتن بیگانه شد

عاقبت روزی به کوی آشنایی می‌رسد

از سر اخلاص هر کاو چون خیالی در رهش

می‌نهد پای طلب آخر به جایی می‌رسد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این بیت‌ها از شاعر بیانگر نداهای درونی و الهاماتی است که همواره به دل انسان می‌رسد. هر انسانی به تناسب مشکلات و دردهای خود، مداوایی خواهد یافت. دل‌ها در عذاب و بی‌نوایی احساساتی مشابه نی دارند و در هر نفسی نوایی به آنان می‌رسد. هرکس سهم خود را از دیوان قسمت دارد و بی‌دل‌ها نیز از زیبایی‌ها و نعمت‌های زندگی بهره‌مند می‌شوند. وقتی کسی به دنبال حقیقت برود و از خود بی‌خود شود، در نهایت به جایی آشنا خواهد رسید. در پایان، هر که با اخلاص قدم در راه طلب بگذارد، سرانجام به مقصدی خواهد رسید.