شمارهٔ ۲۵ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ار شیخ صومعه ست وگر رندِ دیرِ توست
وِرد زبان پیر و جوان ذکر خیرِ توست
تا غیرت جمال تو در پرده رخ نمود
بر دوختیم چشم دل از هرچه غیرِ توست
اسرار جلوه گاه جمال از کلیم پرس
یعنی نوای طور زدن طور طیرِ توست
ای دل طواف کعبهٔ کویش مده ز دست
کز دیر باز آن سرِ کو جای سیرِ توست
گه گه بگیر دست خیالی به ساغری
کاو نیز دیر شد که ز رندان دیرِ توست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق (که نماد خداوند است) سخن میگوید. شاعر به صفات معشوق اشاره میکند و میگوید که ذکر او در دلها جاری است. به زیباییهای معشوق اشاره میشود که سبب میشود چشم دل از هر چیز دیگری بپوشاند و فقط به او نگاه کند. شاعر همچنین بر اهمیت پیروی از معشوق و حفظ ارتباط روحانی با او تأکید دارد و به آن میپردازد که دنیای مادی و حواشی آن مانع ارتباط عمیق با معشوق نشود. در نهایت، شاعر دعوت میکند تا از سرزمین عشق و زیبایی او بهرهمند شویم.