نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از زروه‌های باغِ خطش یاسمن یکی‌ست

وز پرده‌های سبز قدش ناروَن یکی‌ست

یوسف‌رخان اگرچه هزارند هر طرف

در ملک حسن یوسف گل پیرهن یکی‌ست

ای دل مرو ز عشوهٔ شیرین‌لبان ز راه

کز کشتگان کمترشان کوهکن یکی‌ست

واقف بود ز نالهٔ جان‌سوز من سگت

کاو هم بر آستان تو هرشب چو من یکی‌ست

تا زآفتاب روی تو عالم نیافت نور

روشن نشد که صاحب وجه حسن یکی‌ست

خواهی دهی نجات خیالی به هر طریق

عشق است رهنمای بگفتم سخن یکی‌ست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف زیبایی‌های یک فرد می‌پردازد و می‌گوید که از زهره‌های باغ، یاسمن خاصی وجود دارد و از درختان سبز، نارون خاصی. او همچنین اشاره می‌کند که اگرچه یوسف‌های زیادی وجود دارند، در دنیای زیبایی، فقط یوسف خاصی وجود دارد که درخشانی‌اش بی‌نظیر است. شاعر دل را از رفتن به سمت عشق شیرین لبان منع می‌کند و می‌گوید که عشق تنها یکی است و نمی‌توان به راحتی آن را جایگزین کرد. او به ناله‌های خود اشاره کرده و می‌گوید که حتی سگش هم بر آستان محبوب شبانه‌اش ناله می‌زند. در نهایت، شاعر تاکید می‌کند که عشق همان راهنمایی است که همه چیز را به سمت حقیقت می‌برد.