نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۰ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از گوهر اشک ار نشود دیده توانگر

باری شود آبش به لب جوی برابر

آن کیست که در عشق تو چون درّ سرشکم

دعویّ یتیمی کند و بگذرد از زر

گر سر برود در سر زلف تو زیان نیست

سودای سر زلف تو سودی ست سراسر

در حُسن غلام خط و خالت دو سیاهند

نام و لقب هر دو شده سنبل و عنبر

از رهگذر سینهٔ مجروح خیالی

جز ناوک خونریز تو کس نیست به خون تر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و درد ناشی از آن اشاره دارد. گوهر اشک نشان‌دهنده‌ی غم و اندوهی است که در دیدگان عاشق وجود دارد. شاعر به عشق معشوقش اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر جانش را نیز فدای او کند، برایش مهم نیست، چون عشق او به معنای واقعی باارزش است. او همچنین زیبایی معشوق را توصیف می‌کند و می‌گوید که هیچ‌کس جز او نمی‌تواند آرزوی التیام درد عاشق را برآورده کند. در نهایت، شاعر به سینه مجروح خود اشاره می‌کند که تنها با تیر محبت معشوق به خون تر شده است.