نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۳ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

گر به رویت کنند نسبت حور

جان من نسبتی ست دورادور

سرِ کویِ تو تا ندید، نشد

باغ فردوس معترف به قصور

آن چنان شد ز رشک روی تو ماه

که نمانده ست در رخ او نور

هرکسی چون به دور نرگس تو

مست جام غم است نامخمور

ما به سودای ابرویت آن به

که نگیریم گوشه‌ای و حضور

ای خیالی ز ننگ میری به

که به نام نکو شوی مشهور

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی زیبایی و جذابیت معشوقی خاص صحبت می‌کند. شاعر به توصیف چهره‌ی زیبای معشوق می‌پردازد و می‌گوید که حتی بهشت نیز در برابر زیبایی او احساس کمبود می‌کند. همچنین، او به تاثیر نگاه او بر دیگران اشاره می‌کند و بیان می‌کند که در دور او همه مست و غرق در عشق هستند. شاعر در انتها از معشوق خواسته که به خاطر زیبایی‌اش مشهور و نامی شود.