شمارهٔ ۲۶۵ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما را ز روزگار غمِ روزگار بس
جور و جفایِ دلبر زیبا عذار بس
چشم از جهان و خلق جهان، سخت بسته ایم
زیرا برای ما کَرَمِ کردگار بس
از هرچه خوب روی و گلندام و سروقد
ما را، اشارتی ز دو ابروی یار بس
از ناله های سوخته جانان روزگار
در باغ دهر نغمهٔ مرغِ هزار بس
بر جویبار عمر خیالی چو بنگری
اشک روانِ دیدهٔ شب زنده دار بس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از نظرگاه غم و اندوه شاعر سخن میگوید. او به خاطر مصائب و سختیهایی که از زمانه و دلبر زیبایش متحمل شده است، از دنیا و مردم دوری میکند. شاعر معتقد است که خداوند توجه و لطف زیادی به او داشته و نیازی به زیباییهای دنیوی ندارد. او از عواطف و دردهای عمیق ناشی از عشق و رنجهای زندگی سخن میگوید و به حسی از ناامیدی در برابر گذر عمر و خاطراتش اشاره میکند. در نهایت، شاعر بازتابی از اندوه و اشک را در زندگی انسانی خود احساس میکند.