نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۶ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

آب شد پیش لبت قند چو تر کردیمش

دم زد از روی تو آیینه نظر کردیمش

اشک رازِ دل غم دیده به مردم می گفت

بود نامحرم از این خانه به در کردیمش

تا دگر پیش رخت خیره نخندد گل سرخ

در چمن دوش به یک خنده دگر کردیمش

چشمت از حال دل بی خبران واقف نیست

گرچه از حال دل خویش خبر کردیمش

شب چو شد رنجه به دشنام خیالی سگ او

ما به اخلاص دعاهای سحر کردیمش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساساتی عمیق و رازآلود می‌پردازد. شاعر از اشک‌ها و غم‌های خود، عشق و زیبایی و همچنین دعاها و آرزوهایش سخن می‌گوید. او به تجلیاتی از عشق و زیبایی در وجود معشوق اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه این احساسات باعث درد و رنج او شده‌اند. در نهایت، او تلاش می‌کند تا این دردها را با دعا و نیایش تسکین دهد.