شمارهٔ ۲۷۰ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
اگر در بند سودا نیست با من زلف مشکینش
شکست نقد قلب من چرا شد رسم و آیینش
منش دیگر نمیگویم مکن چندین جفا آخر
چو بهبودی نمیبینم ز دل کاو گفت چندینش
منجّم تا رخ یار و سرشکم دید، در خاطر
به وجه نیک روشن شد حدیث ماه و پروینش
دلا فرهاد را زیبد ره و رسم وفاداری
که سر رفت و نرفت از سر خیال شور شیرینش
خیالی طوطی طبعت همان رنگ سخن دارد
که در آیینهٔ اول همیکردند تلقینش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوع عشق و دلتنگی اشاره میکند. او از درد و رنجی که به واسطه جدایی از معشوقش متحمل میشود، صحبت کرده و احساساتش را در مورد وفاداری و آرزوی وصال بیان میکند. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا از ماه و پروین، به یاد یار و جمال او میافتد و بر این نکته تأکید میکند که عشق واقعی باید با وفاداری همراه باشد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که خاطرههای دلنشین و رنگین عشقش در ذهنش همچنان زنده است.