نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۰ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما را به درِ دوست گشاد از هوس خویش

وقتی ست که دارد سگ آن کوی کس خویش

تا کی برِ آن روی بلافی گل رعنا؟

بگذار دو رویی و نگر پیش و پس خویش

غم نیست که نزدیک بلاییم ولیکن

فریاد که دوریم ز فریاد رس خویش

افسرده حریف سخن سوختگان نیست

زنهار تو ضایع مکن ای نی نفس خویش

باز آن دهن تنگ چه پوشی ز خیالی

پنهان چه کنی تنگ شکر از مگس خویش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به جستجوی دوست و حقیقت در زندگی اشاره می‌کند. او می‌گوید که وقتی در راه دوست هستیم، هوس‌ها و آرزوها کم اهمیت‌تر می‌شوند. شاعر نگران دوگانگی و نفاق در وجود انسان‌هاست و بر این نکته تأکید می‌کند که گرچه ممکن است از بلایای زندگی دور باشیم، اما باید به فریاد و درخواست کمک نزدیک شویم. همچنین، شاعر از ناامیدی در ارتباط با دوستان سوخته‌دل سخن می‌گوید و هشدار می‌دهد که نباید نفس خود را ضایع کنیم. در پایان، او به چالش‌های درون انسان و کسالت‌های ناشی از آن اشاره می‌کند.